تبليغاتX
باشیم ولی مثل یه واقعیت ناب.........









روزنه ای باز
روزنه ای باز
زندگی نگاه بی فروغ من وتو نیست زندگی حقیقتی عظیم است...........
دارم فکر میکنم چی شده که ما ادما داریم از انسانیت دور می شیم؟
دارم فکر میکنم چی شده که  ما ادما داریم از انسانیت دور می شیم؟

واقعا چرا؟

چرا ساده بودن ما میشه معما؟

معما برای ذهن خیلیا؟

چرا بودن  ونفس کشیدن سخت شده؟

یکی نیست بهمون بگه اخه ادمای حسابی جا خوش کردن تو دنیای که

مفتم نمی ارزه چه ارزشی داره؟

واقعا ارزش داره همه چیرو

پای هیچی این دنیای الکی بزاریم

 تازه هیچی های که  تو خلوتمون برامون میشن یه کابوس

نمیدونم

تا کی.................میخواهیم نفهمیم ...........تا کی می خوایم

از یاد ببریم واقعیت مسلم بودنو..................خدایا

حداقل یه ذره به ما بند ه هات کمک کن

که یادمون باشه برای چی اومدیم

برای چی باید بریم

 

|+|
نگارش شده توسط آرزو در شنبه 1 تیر1387 و ساعت 10 بعد از ظهر
برای بار گناهی که نمی دانند آیا واقعیت خلقت است یا چیز دیگری در زندگی..........
خدایا

برای بار گناهی که نمی دانند  آیا واقعیت  خلقت است یا چیز دیگری در زندگی

چه سخت باید به دوش بکشند زندگی را  زن های دنیای خفته ای  ما؟

زن بودن زنها از  زمان تولد وقتی که جنسیت مشخص می شود بار گنا هی را نیز برای زن ها بو جود

می آورد به دور از خیلی از واقعیتها باید زن بودن را در حالی بپذیرند که فقط روزی روزگاری مردمانی

و فر هنگ آن مردمان سهمی را برای زندگی زن از زندگی بجای گذاشتن که بی دریغ امروز ما شاهد

بی عدالتیها و ازار واذیت ها ی روحی وجسمی

زنانی هستیم که این ارث را از زمان های دور و بدور از واقعیت های مسلم بودن  وهدف

از خلقت خداوند  را از  یاد برده اند.

و این واقعیت تلخ و این ارثیه ای  وحشتناک و درد آور روزهای روز است وسالیان سال است

که دختران و زنان ما را در تنگنای زندگی قرار داده است

که باید همیشه و در همه حال فقط به حق و حقوقی که از گذشته برای آنها به ارث مانده فکر کنند

به جنسیت خود بعنوان یک دختر یا زن و نگاه ارث ومیراثی که امروزه بعنوان حق وحقوق زن

در اجتماع از آن یاد می شود فکر کنند نه بعنوان یک انسان نه بعنوان یک انسا نی که

 باید بداند وبفهمد که هدف از خلقت خداوند چه بوده است و آیا اختیار در زندگی آنها  نیز وجود دارد

یا به رویای بیش نزدیک نیست به رویای که امروز و در این دنیا دم زدن از آن زن را محکم

میکند به اعتراض بر علیه چیز های که در واقعیت ودر عمل آن چیزی نیست که زن  می گوید بلکه

پذیرفتن حق و حقوقی که خداوند  بعنوان انسان یعنی مو جودی دو پا دارای عقل و اختیار از آب

و خاک که نفس خدای در آن دمیده شده است دارای  ذاتی  پاک به دور از نا پاکی که هدف خلقت

او را آزمایش برای ارزیابی ذ ات پاک انسانی و استفاده از عقل و اختیار آنها بر روی زمین

دانسته است وقیامت را روزی برای دادن نتیجه ای این ارزیابی

ارزیابی ذ ات پاک انسانی و عقل و اختیار

و آیا انچه امروز ما در جامعه و در زندگی  زنها  میبینیم جای را برای این ارزیابی

بجای گذاشته است یا خیر ؟

زن های ما در روز باز خواست چگونه باید جواب سوا لهای را بدهند که

هیچ وقت در دنیا انچنان که  باید آن را به چشم  ندیده اند

چگو نه خدایا......................چگونه؟

تا به کی باید بودن را بعنوان یک انسان از یاد برد و در چار چوب زن بودن

غافل شد از انسان بودن تا به کی ............آیا این است بودنی در کا لبد زنانه که باید بودولی

در واقعیت نبود.

خدایا این همه بغض این همه بغضی که دیگر جای برای ماندن ندارد و اشکی برای ریختن

طغیانی شده است برای بودن طغیانی برای فریاد زدن تو برای فریاد زدن خود.............

برای فریاد زدن برای بودن........برای انسان بودن

نه زن بودن بخاطرجنسیت بلکه بخاطر انسان بودن

برای داشتن حقوق انسانی   

آیا این ظلم  نیست این بی عدالتی نخواهد بود که انسانها را تفکیک کرد فقط بخاطر جنسیت

آنها بخاطر ارث و میراثی که پای زن ها را در قفل و زنجیری از زنانگی

قرار داده تا بودن خود را فراموش کنن وحق بندگی خدا را آنچنان

که شایسته درگاه خداوند است بجای نیاورند

نمیدانم............................

شاید این واقعیت تلخ سالیان سال همچنان بماند و قرنهای قرن

ولی انچه مسلم است این است روز ها سپری میشود ما هها و سا لها و زمان وعمر وبودن

و ماندن و روز باز خواست نزدیک ونزدیکتر و آیا جوابی برای این سوال که

چگونه انسانی بودی خواهی داشت.

یا خیر................؟

منم نمیدانم .

|+|
نگارش شده توسط آرزو در جمعه 6 اردیبهشت1387 و ساعت 5 بعد از ظهر
برداشت ازاد؟
برداشت ازاد؟

................................؟.............................

|+|
نگارش شده توسط آرزو در یکشنبه 25 فروردین1387 و ساعت 11 قبل از ظهر
میخوام..........
سلام به همه ای دوستای عزیزم

خوشحالم از اینکه دوستانی امدن و نظر دادن  نظر  همه ای  دوستان  برام محترمه. امیدوارم بازم سر

بزنن و نظر خودشون در مورد مطالب بگن ممنون میشم.

واقعیتش اینکه من میخوام نوع مطالب  با دومین سال شروع وبلاگ عوض کنم چندوقت پیش قصد داشتم

وبلاگ دیگه ای ثبت کنم برای دفاع از حقوق زنان

اگرچه تو مطالبی که نوشته بودم در پستهای قبلی در واقعه نوعی بیان بود برای بیداری انسانها

برای رسیدن به معنی واقعی انسان بودن  و زنها  را نیز شامل می شد ولی خب دوست داشتم یه

جوری در خصوص بودن زن وحقوقشم  بنویسم با ورود به دومین سال  شروع وبلاگم

اولین مطلبم که در مورد زنان خواهد  بود را  اینجا ثبت خواهم کرد البته امیدوارم بشه

چون احساس میکنم برای بیدار زنان به خصوص در جامعه ای ما  کار بسیاری باید بشه

ولی خب من تلاشم میکنم  به امید بیداری همه ای انسانها

بخصوص زنانها  و دختران جامعه ای خفته ای ما.

 

 

|+|
نگارش شده توسط آرزو در شنبه 24 فروردین1387 و ساعت 10 قبل از ظهر
غافلیم از گذر و بودن وماندن....................
خیلی وقته تیک تاک ساعت برای ما شده تکرار

نه گذر زمان و گذر عمر

و من وتو و شاید همه ای ما..............

در پس کوچه های تکرار

غافلیم از گذر و بودن وماندن....................

و ایا در پس کو چه های تکراریم که غافلیم..................؟

یا در پس کو چه های زمانیم که بازم غافلیم..............؟

امیدوارم  یه روز بشه.

که من بیدار شم.........تو بیدار شی........ وهمه ای ما بیدار شیم.

البته تا  امیدی هست و تا روزنه ای بازی که هست بهتر بیدار شیم

نه زمانی که صدای شیپوری رو که باید به صدا در بیاد برای بیدار ی ما ادما  .............

چر ا که اون  زمان  خیلی دیر خیلی خیلی..........

|+|
نگارش شده توسط آرزو در شنبه 24 فروردین1387 و ساعت 9 قبل از ظهر
میشیم یه مسئله یه مسئله بزرگ
خیلی وقت  انگار هستیم ولی نیستیم.

خیی وقته همه چی دادیم دست

بودن و نبودنی که  نمیدونیم چیه

و نمیدونیم

تا کی این سایه خاکستری رنگ تو زندگیمون میاد و میره

این ابهام خاکستری رنگی که  نیست وهست

تکرارای که هر روز  شدیدتر میشه

و هر روز عمق خستگی بیشتر میشه و

فاجم نزدیکتر

فاجه لبریز میشه و..............

ما تو خماری ندونستن ها

فرسنگها فاصله میگیریم با بودن...

لبریز میشم از ابهام

میشیم یه مسئله یه مسئله بزرگ

که هیچ وقتم راحلی که باید و شاید انطوری که باید مسلئه رو حل کنه

براش پیدا نمیکنیم ................و این اخر..................؟

 

 

|+|
نگارش شده توسط آرزو در دوشنبه 12 فروردین1387 و ساعت 1 قبل از ظهر

FREES.COO.IR

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه